دوستی با بهار

راز اشک
نویسنده : دوست بهار - ساعت ۱٠:٢٩ ‎ب.ظ روز جمعه ۸ دی ،۱۳٩۱
 

خدای حکیم جهان را با نهایت حکمت و دقت آفریده است. هیچ چیز عبث و بیهوده ای در جهان وجود ندارد؛ حتی اگر علم بشر به آن پایه نرسیده باشد که حکمت خلقت آن را درک کند. زمانی پزشکان فکر می کردند که آپاندیسیت یک زائده بی فایده است و راحت آن را بر می داشتند اما الان ثابت شده که وجود آن مفید است و ...

خدای متعال به چشمهای ما اشک داده است و در تمام فرهنگها چیزی به عنوان گریه وجود دارد. تحقیقاتی انجام شده است و انواعی برای گریه شمرده شده  و ثابت شده که ترکیبات اشک در هر نوع گریه متفاوت است. اینهمه تشکیلات فقط برای یک غده اشکی که می تواند احساسات متفاوت را با ترکیبات مختلف بروز دهد وجود دارد، آیا همه اینها بی فایده است؟ هیچ کاربردی ندارد؟

هر انسانی زمانی که غمگین می شود می گرید تا خالی شود، وقتی چیزی را از دست داده یا در فراغ کسی، هنگام دیدن مظلومیت یک انسان، برای همدردی، برای از دنیا رفتن یک عزیز... هر انسانی در هر کجای دنیا با هر عقیده و مسلکی می گرید. 

در فرهنگ دینی ما برای این نعمت خدادادی کاربردهائی وجود دارد. مثل گریه برای عواطف انسانی مثلا از دست دادن فرزند که رسول خدا صلی الله علیه و اله که عواطفی رقیق و مهربان داشتند زمان از دست دادن فرزندشان به نام ابراهیم گریستند یا برای شنیدن مظلومیت یک بچه و ظلم پدرش زمانی که عربی سنگدل از زنده به گور کردن دختر خردسالش برای ایشان تعریف می کرد... گریه به خاطر ترس از عذاب و خشم الهی مانند گریه های شبانه امیر المومنین علیه السلام در نخلستان و گریه های ائمه علیهم السلام در هنگام عبادت....  

گریه بر اباعبدلله الحسین هم نوعی از گریه است؛ گریه بر مظلومیت گروهی در برابر دشمنانی سنگدل، گریه به خاطر ظلمهائی که بر بهترین خلق خدا و فرزندان بزرگ و کوچک و زنان وابسته و یاران باوفایش رفته، گریه به خاطر شنیدن تمام خوبی های به ستیغ کشیده شده، کودکی که تشنه از جور ظالمان بر فراز دستهای بی یاور پدر رگهای حیاتش هدف تیر نامردمان شد، مردی شریف و غیور که می خواست امر به خوبیها و نهی از بدیها را در جامعه اش زنده کند؛ جامعه ای که خود مرده بود و او بدست دیوان مرده دل با فجیعترین وضع به شهادت رسید... 

حتی اگر مسلمان نباشی اگر انسانی آزاده باشی، آیا می توانی این مظلومیتها را بشنوی و اشک از دیدگانت جاری نشود؟ 

از بعدی دیگر،آیا جز این است که بیان این مظلومیتها و گریستن بر آنها، ما را به یاد تمام خوبی های مردی می اندازد که در راه پیروی از فرمان الهی و برای زنده کردن ارزشهائی که در جامعه بی رنگ و مرده شده بود، از تمام دارائیهای خود گذشت و تیرگی دلهای مرده آن سرزمین را به همگان نشان داد؟ جز این است که ما را به برپائی و انجام  تمام خوبیهائی که شهدائی به این بزرگی داشت ترغیب می کند؟ غلیان احساسات ما در زمان شنیدن تمام این وقایع، بزرکترین نقش را در بیدار ساختن و زنده نمودن دلهای ما و توجه دادن ما به نیکیها را دارد.  کدام واقعه تاریخی است که به اندازه واقعه عاشورا در اذهان خیل کثیری از مردم زنده مانده باشد؟ کدام واقعه تاریخی است که به اندازه کربلا قلبهای مرده را زنده کرده باشد و در مردمان تغییرات مثبت به وجود اورده باشد؟ تمام اینها و بلکه بیشتر از اینها که فرصت طرح تمام آنها در این متن نیست، اثراتی است که گریه برای امام حسین علیه السلام دارد. 

بزرگترین فایده برای ناچیزترین پدیده یعنی اشک!