دوستی با بهار

 در این ایستگاه می خواستیم با بهار دلها امام زمان علیه السلام آشنا شویم و از روایت امام رضا علیه السلام استفاده نمودیم. اکنون در ادامه آن به بخش بعدی روایت امام مراجعه می نمائیم:

در ادامه روایت، امام رضا علیه السلام می فرمایند:

اصول کافى-ترجمه مصطفوى    ج‏1  ص 285 و 286

مگر مردم مقام و منزلت امامت را در میان امت می‌دانند تا روا باشد که باختیار و انتخاب ایشان واگذار شود،

همانا امامت قدرش والاتر و شأنش بزرگتر و منزلتش عالیتر و مکانش منیعتر و عمقش گودتر از آنست که مردم با عقل خود بآن رسند یا بآرائشان آن را دریابند و یا بانتخاب خود امامى منصوب کنند،

همانا امامت مقامى‏است که خداى عز و جل بعد از رتبه نبوت و خلت در مرتبه سوم بابراهیم خلیل علیه السلام اختصاص داده  و بآن فضیلت مشرقش ساخته و نامش را بلند و استوار نموده و فرموده (124 بقره) «همانا من ترا امام مردم گردانیدم»

 ابراهیم خلیل (ع) از نهایت شادیش بآن مقام عرض کرد «از فرزندان من هم؟» خداى تبارک و تعالى فرمود «پیمان و فرمان من بستمکاران نمی‌رسد» پس این آیه امامت را براى ستمگران تا روز قیامت باطل ساخت و در میان برگزیدگان گذاشت،

سپس خداى تعالى ابراهیم را شرافت داد و امامت را در فرزندان برگزیده و پاکش قرار داد و فرمود (72 انبیاء) «و اسحق و یعقوب را اضافه باو بخشیدیم و همه را شایسته نمودیم و ایشان را امام و پیشوا قرار دادیم تا بفرمان ما رهبرى کنند و انجام کارهاى نیک و گزاردن نماز و دادن زکاة را بایشان وحى نمودیم آنها پرستندگان ما بودند»...

 

1. نکته ظریفی در اینجا مورد اشاره امام قرار گرفته است و آن این است که زمانی مردم می توانند در امری دخالت کنند که حداقل در مورد ان موضوع اطلاعات کافی داشته باشند و به جوانب آن آگاه باشند. بدیهی است که زمانی که افراد از کم و کیف موضوع و یا مقام و منصبی اطلاعات لازم را نداشه باشند بلکه احاطه کامل و کافی نسبت به آن مطلب نداشته باشند، قادر نخواهند بود که انتخاب صحیح و کاملی در آن موضوع داشته باشند و در انتخاب خود به خطا می روند. قطعا در بحث دین و امور مربوط به اطاعت پروردگار که همه از دسترس اداراکات بشر به دور هستند، نمی تواند انتخاب نماینده خدا در بین مردم و کسی که قرار است اخبار غیبی از عوالم دیگر و از جانب حق متعال را به مردم برساند، به دست خود مردم باشد؛ چرا که این امر از حیطه درک ایشان فراتر است. پس به حکم عقل سلیم، خود خداوند باید نماینده خویش را از بین مردم، انتخاب و به مردم معرفی نماید. در بین عقلا این مرسوم است که هر کسی خودش نماینده خودش را در بین دیگران انتخاب و منسوب می کند و این انتخاب را حق خود می داند. به همین ترتیب خداوندی که می خواهد نماینده ای بین مردم بفرستد خودش نماینده اش را انتخاب می کند.

2. امام رضا علیه السلام در این قسمت به گزارشی کلی از مقام امامت می پردازند و آن را مقامی والا و بزرگ و عالی می دانند که عقول مردم را به درک آن راهی نیست؛ پس انتخاب امام هم مختص خداوند متعال است که نسبت به این مقام احاطه کافی دارد و خودش او را انتخاب می نماید.

3. در ادامه امام با اشاره به انتصاب الهی حضرت ابراهیم علیه السلام به مقام امامت (بعد از اینکه ایشان مدتها نبی الهی در بین مردم بودند)، با استناد به ایات الهی، به چند نکته اشاره می نمایند:

 آ) جمله «همانا من ترا امام مردم گردانیدم» به انتصاب الهی این مقام اشاره دارد.

ب) خداوند در مقابل خواسته حضرت ابراهیم علیه السلام در مورد مقام امامت برای فرزندانش می فرماید: «پیمان و فرمان من بستمکاران نمی‌رسد» و امام رضا علیه السلام در توضیح آیه می فرمایند:پس این آیه امامت را براى ستمگران تا روز قیامت باطل ساخت و در میان برگزیدگان گذاشت. پس هر کسی که اندک ظلمی انجام داده باشد و یا انجام دهد شایسته این مقام نیست.

ج) خداوند مقام امامت را به فرزندان پاک و برگزیده حضرت ابراهیم علیه السلام به ارث داد و ایشان آن را از یکدیگر به ارث می بردند.

[ چهارشنبه ٢ فروردین ،۱۳٩۱ ] [ ۱:۳۳ ‎ق.ظ ] [ دوست بهار ] [ نظرات () ]