دوستی با بهار

پیش از بعثت نبی مکرم اسلام حضرت خاتم الانبیاء محمد مصطفی صلی الله علیه و آله،

در عموم جوامع جهانی و امپراطوریهای بزرگ و سرزمینهای دور و نزدیک و حتی در نزد

تمام فرق و ادیان و نحله های فکری، زن از جایگاه و مقام و موقعیت مناسبی برخوردار

نبود؛ تا جائیکه برای او شان انسانیت هم قائل نبودند. با ظهور اسلام و بعثت آخرین

پیامبر الهی، غبار از روی حقایق پیشین زدوده شد و بسیاری از حقایق اصیل با آموزش

پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله از طریق وحی الهی آشکار شدند.

یکی نکات برجسته دعوت رسول خدا صلی الله علیه و آله شان و موقعیت بی نظیری بود

که ایشان برای جامعه بانوان در آن زمان قائل شدند. قرآن که وحی الهی نازل شده از

سوی پروردگار عالمیان بر پیامبر خاتم است، حاوی شواهد فراوانی از میزان توجه دین

الهی اسلام به بانوان می باشد. قرآن مجید به موازات ذکر داستانهائی از مردان بزرگ، از

زنانی بزرگ هم نام می برد؛ گاهی ایمان، معرفت، عصمت، راستگوئی، ایثار و ... بانوئی

عالی مقام (حضرت صدیقه طاهره علیها السلام)، گاهی ایمان و استقامت زنی در دربار

فرعونی خونخوار (آسیه همسر فرعون و مادر حضرت موسی) و گاهی زنی دیگر را به

عقل و درایت نسبت به مردان ( بلقیس) و ... می ستاید. 

در سیره و روش پیامبر آسمانی دین اسلام هم توجهی عظیم به همسرشان حضرت

خدیجه و دختر گرامیشان که ایشان را ریحانه‌ای بهشتی می خواند، دیده می شد.

پیامبری که از سنگدلی و ددمنشی پدری سخت دل هنگام زنده به گور کردن دختر بی

گناهش به پهنای صورت اشک می ریخت، در طول 23 سال دعوت به اسلام، با خون دل

خوردنهای بسیار، جایگاهی متفاوت و عالی و در شان زنان برای ایشان در جامعه آن

روزگار مسلمانان تعریف نمود. پیامبری که اوج عزت بخشی به جامعه بانوان امتش را در

روز اعلان رسمی وصایت جانشین بزرگوارش امیر المومنین علیه السلام در غدیر خم به

نمایش گذاشت و هم راستا با پیمان گرفتن از مردان جامعه اسلامی، از زنان ایشان هم

بر جانشینی امیر المومنین نفر به نفر بیعت گرفت.

پیامبر صلی الله علیه و آله کسی را به عنوان جانشین پس از خود به همگان از جانب

خدا معرفی نموده بودند که چون نفس و جان ایشان بودند. امیرالمومنین، پیشوای

مومنان، صدیق اکبر همو که همسر فاطمه زهرا سلام الله علیها بود. امیر المومنینی که

زنی که در خانه اش خدمت می کند، آنقدر از فضل و کمال برخوردار است که بعد از

شهادت همسر ایشان حضرت صدیقه طاهره علیها السلام عهد می کند که جز با قرآن

سخن نگوید.

در میان پیروان و شیعیان امیرالمومنین علیه السلام، به زنان فاضل و فرهیخته ای بر می

خوریم که تاریخ با تمام ستمها و بی توجهی هایش به این قشر جامعه، باز از نقل

کمالات آنها ساکت ننشسته و فرهیختگی و کمال دانش این زنان بزرگ را به آیندگان

رسانده است. زنانی چون  اسماء بنت عمیس، فضه، حبابه الوالبیه، اروی بنت الحارث و

.... . در این میان بعضی از این بانوان چون شیرانی شرزه در مقابل طاغوتهای زمان خود

قد علم کرده به دفاع از حقانیت مولایشان بر می خیزند و آنچنان با منطقی کوبنده و

علمی بلیغ از اعتقاد خود سخن می گویند که شغالهای ریزه خوار دربار طاغوتیان از

پاسخ به آنها در مانده می شوند و چاره را جز در سکوت نمی بینند. 

به عنوان مثالی حکایتی از حره خواهر رضاعی رسول خدا صلی الله علیه و آله که

نمایانگر علم و شجاعت اوست می آوریم:

 

شاذان بن جبرئیل به نقل از جماعتی از ثقات نقل می کند که: حرة بنت حلیمة بر حجاج

بن یوسف ثقفی وارد شد. حجاج به او گفت: ای حرة دختر حلیمه سعدیه! حلیمه پاسخ

داد: فراستی از فردی غیر مؤمن سر زد!! حجاج به او گفت: خدا ترا به اینجا آورد. می

گویند که تو قائل به برتری علی بر ابو بکر و عمر و عثمان هستی؟ حرة گفت: آنکه گفته

من او را فقط بر اینها برتری می دهم، دروغ گفته است. حجاج گفت : مگر بر غیر اینها هم

برتری می دهی؟ حرة پاسخ داد: او را بر آدم و نوح و لوط و إبراهیم و داود و سلیمان و

عیسى بن مریم علیهم السلام، برتری می دهم. حجاج گفت: وای بر تو او را بر صحابه

برتری می دهی، هفت پیامبر اولی العزم را هم اضافه می کنی؟ اگر بر گفته خود دلیل

نیاوری گردنت را می زنم. حره پاسخ داد: من او را بر این انبیاء برتری نمی دهم، بلکه

خدای عزوجل او را برتری می دهد؛ با این سخنش در قرآن در حق آدم که می فرماید: «

آدم پروردگار خود را نافرمانی کرد و بی راهه رفت»[1] و در مورد علی علیه السلام می

فرماید:« از تلاش شما سپاسگذاری شده است»[2]

 

حجاج گفت: آفرین بر تو باد ای حره، پس با چه چیز او را بر نوح و لوط برتری می دهی؟ گفت: خدای عزوجل او را برتری می دهد با این سخن خدای متعال که: « خدا برای

کسانی که کافر شده اند زن نوح و زن لوط را مثل آورده است که هر دو در نکاح دو بنده از

بندگان شایسته ما بودند و به آنها خیانت کردند و آن دو [ پیامبر] نتوانستند برای آن دو در

برابر خدا کاری انجام دهند و گفته شد: با دیگر وارد شوندگان، وارد آتش شوید.[3]» در

حالیکه علی علیه السلام همسرش فاطمه دختر محمد مصطفی صلی الله علیه و آله

بود، بانوئی که خداوند بواسطه خوشنودی او خوشنود می شود و به خاطر خشم او

خشمگین می شود.

 

حجاج گفت: آفرین بر تو باد ای حره، پس با چه چیز او را بر پدر انبیاء ابراهیم خلیل الله

برتری می دهی؟ حره گفت: خدای عز و جل با این سخن خود او را برتری می دهد: « و

آنگاه که ابراهیم گفت: پروردگارا! به من بنما که مردگان را چگونه زنده می کنی؟ فرمود:

مگر باور نداری؟ گفت: چرا، ولی از آن جهت که دلم مطمئن شود.[4]» و علی علیه

السلام سخنی فرمود که احدی از مسلمین در آن اختلاف ندارد: «اگر پرده ها کنار رود بر

یقینم افزوده نخواهد شد.» و این سخنی است که کسی قبل از او نگفته و بعد از او هم

نخواهد گفت.

حجاج گفت: آفرین بر تو باد ای حره، پس با چه چیز او را بر موسی کلیم الله برتری می

دهی؟ حره گفت: سخن خدای عز و جل:  « عصایت را بیفکن. پس چون دید که آن مثل

ماری [به سرعت] می خزد به عقب برگشت و به پشت سر نگاه نکرد.[5]» و علی علیه

السلام بر جنیان فرود آمد و در سکونت گاهشان با ایشان جنگید، در حالیکه آنها به

شکلهای گوناگون بودند. پس چگونه کسی که از عصایش، وقتیکه به صورت ماری در می

آید، می ترسد، با کسی که در محل سکونت جنیان با ایشان می جنگد، برابر است؟ او

گفت: آفرین بر تو باد ای حره. و در روایت دیگری آمده است که حره گفت: او را به این

سخن خدای متعال برتری می دهم: «پس ترسان و نگران از آن شهر بیرون شد.[6]»

علی علیه السلام در رختخواب رسول خدا صلی الله علیه و آله خوابید و با جان خویش،

جان رسول خدا صلی الله علیه و آله را در امان نگاه داشت، تا آنکه خداوند در حق او این

آیه را نازل نمود: « و از مردم کسی است که در طلب رضای خدا از جان می گذرد.[7]»

 

حجاج گفت: آفرین بر تو باد ای حره، پس با چه چیز او را بر داوود و سلیمان برتری می

دهی؟ حره گفت: خدای عز و جل او را بر ایشان برتری داده با این آیه:«ای داوود! ما ترا در

زمین جانشین کردیم، پس میان مردم به حق داوری کن، و زنهار از هوس پیروی مکن که

ترا از راه خدا بدر کند.[8]» به او گفت: داوری او در چه چیز بود؟ حرة گفت: در مورد دو مرد،

که یکی از آنها باغی داشت و دیگری گوسفندی. پس گوسفند بی شبان در باغ چرید و

در آن گردید. داوود در مورد آن دو حکم نمود که: گوسفند را بفروشد و پولش را برای باغ

صرف نماید تا آنکه به صورت اولش در آید. پس پسرش (سلیمان) به او (داوود) گفت: نه

پدر! بلکه باید از پولِ شیر و پشمش بگیرد. و خدای عز و جل فرمود: « پس سلیمان آن

مطلب را به او فهماند.[9]»  مولای ما امیر المؤمنین علیه السلام فرمود: از آنچه بالای

عرش است از من بپرسید، از آنچه زیر عرش است از من بپرسید. از من سوال کنید قبل

از آنکه مرا از دست بدهید. و آن حضرت علیه السلام روز فتح خیبر بر رسول الله صلی الله

علیه و آله وارد شد، ورسول خدا صلی الله علیه و آله به حاضرین فرمود: برترین شما و

عالمترین شما و قاضی ترین شما علی است.

حجاج گفت: آفرین بر تو باد ای حره، پس با چه چیز او را بر سلیمان برتری می دهی؟

حره گفت: خدای عز و جل ایشان را بر او برتری داده با این آیه: « پروردگارا! ... حکومتی به

من ارزانی دار که هیچ کس را پس از من سزاوار نباشد.[10]» در حالیکه مولای ما أمیر

المؤمنین علی علیه السلام فرمود: ای دنیا ترا سه بار طلاق دادم و نیازی به تو ندارم. و

در این هنگام خدای متعال در مورد او این آیه را نازل فرمود: «آن سرای آخرت است که

برای کسانی قرار می دهیم که در روی زمین خواستار برتری جوئی و فساد

نیستند.[11]»

 

حجاج گفت: آفرین بر تو باد ای حره، پس با چه چیز او را بر عیسی بن مریم علیه السلام

برتری می دهی؟ حره گفت: خدای عز و جل ایشان را بر او برتری داده با این آیه: « و آنگاه

که خدا گوید: ای عیسی بن مریم! آیا تو به مردم گفتی که من و مادرم را به جای خدا به

عنوان دو معبود بگیرید؟ گوید: منزهی تو، مرا نشاید که آنچه حق من نیست بگویم. اگر

من این را گفته بودم بی شک می دانستی. تو آنچه در ضمیر من است می دانی، و من

آنچه در ذات توست نمی دانم. فقط توئی که از رازهای نهانی آگاهی. من به آنان نگفتم

جز آنچه که به من امر کردی...[12]» پس داوری میان ایشان را به قیامت موکول نمود. و

علی بن ابی طالب علیه السلام هنگامیکه نصیریه در مورد ایشان (علی علیه السلام)

آن ادعا را کردند، آنها را کشت و حکم کردن میان ایشان را به تاخیر نینداخت. اینها فضایل

او بودند، و فضایل دیگر او را نشمردم. حجاج گفت: احسنت ای حرة! [13]

 این داستان حقیقتی از شجاعت زنان شیعه که متاسفانه گم نام هم هستند به نمایش می گذارد که ستودنی است. 



[1] طه، 121

[2] الانسان ، 22

[3] التحریم، 10

[4] البقره، 260

[5] القصص،31

[6] القصص، 21

[7] البقرة، 207

[8] ص ، 26

[9] الانبیاء ، 79

[10] ص ، 35

[11] القصص، 83

[12] مائده، 116

[13] الروضة فی فضائل أمیر المؤمنین / 234 – 237؛الفضائل / 136 – 138؛بحار الأنوار ، 46 / 134 - 136

[ جمعه ۱۱ اسفند ،۱۳٩۱ ] [ ۱۱:٤٠ ‎ب.ظ ] [ دوست بهار ] [ نظرات () ]