تحریف قرآن؟ واقعیت یا تهمت؟ ( قسمت چهارم)

ب. جمع قرآن در زمان ابو بکر

بر اساس پاره ای از روایات قران در زمان ابوبکر جمع گردید. این مجموعه از روایات که احیانا با هم اختلافاتی نیز دارند، در مجموع از جمع قرآن در زمان ابوبکر به عنوان یک واقعه تاریخی در زمان ابوبکر حکایت دارد. مفصلترین روایت در این باب روایت بخاری به شرح زیر است:

زید بن ثابت گوید: پس از جنگ یمامه و کشته شدن (تعدادی از)  قاریان، ابوبکر به دنبال من فرستاد در حالیکه عمر هم نزد او بود. ابوبکر گفت: این شخص منظور عمر بود - به من گفته است که روز یمامه جنگ در کشتن قاریان بیداد کرده و من می ترسم که (سایر) جنگها (دیگر) قاریان را نابود کند، لذا رای من آن است که به جمع و فراهم ساختن قرآن فرمان دهی. من به او (عمر) گفتم: چگونه کاری را که پیغمبر نکرده من انجام دهم؟ عمر گفت: به خدا قسم این کار کار خوبی است و چندان به من اصرار کرد تا خداوند سینه ام را به این کار گشود و با رای عمر هماهنگ کرد. آنگاه ابوبکر به زید گفت: تو جوانی خردمندی که تهمتی بر تو نیست، و تو کاتب وحی بوده ای، اکنون قرآن را تتبع و جستجو کن. زید گفت: به خدا قسم که اگر مرا به جابجا کردن کوهها تکلیف می کردند، از این کار سنگینتر نبود. به ابوبکر گفتم: چگونه کاری را که پیغمبر نکرده شما دو تن انجام می دهید؟ ابوبکر گفت: به خدا قسم این کار کار خوبی است. و چندان به من اصرار کرد تا خداوند سینه مرا به آنچه سینه ابوبکر و عمر گشوده شده بود، گشوده ساخت. پس اتوراق قرآن را جستجو  کردم و از میان شاخه های نخل و سنگهای نازک و سینه های مردم فراهم ساختم.

زید در ادامه روایت گوید: سر انجام دو آیه آخر سوره توبه را نزد ابو خزیمه انصاری یافتم. این دو آیه نزد دیگری نبود. همان که خدا می فرماید: «لقد جاءکم رسول من انفسکم...»زید گوید: این صحف نزد ابوبکر ماند تا زندگی را بدرود گفت. بعد در تمام طول زندگی عمر نزد او بود، سپس نزد حفصه دختر عمر باقی ماند.[1]

دکتر رامیار در بررسی این روایت می گوید:

این معتبرترین روایتی بود که در این باره به ما رسیده و روشن است که خیلی از جزئیات بازگو نشده، و در پاره-ای نکات در خود روایت جای بحث هست و روایات متناقض با این نیز وجود دارد.

اما مهمترین نکته این که در این روایت ابتکار پیشنهاد با عمر است و بر اثر اصرار و پافشاری او، سرانجام ابوبکر پس از تردیدی، به طور قطعی بدین کار مصمم می شود و به نوبه خود به زید اصرار می ورزد و او را به انجام این کار قانع می کند.

این روایت به گونه دیگری توسط طبری با اسناد خود از قول خارجه پسر زید بن ثابت نقل شده است. بر اساس این روایت ابوبکر هنوز به تصمیم قطعی خود نرسیده و تردید دارد. می گوید: من از این کار پرهیز دارم. اگر تو با من باشی انجام نمی دهم. ولی اگر تو با او (عمر) باشی این کار را می کنم. اتخاذ تصمیم نهائی با زید است.

اقای رامیار می گوید:

در اینجا رنگ ستایشی عظیم و ستودنی بزرگ از پسر (خارجه راوی حدیث) نسبت به پدر(زید) دیده می شود.

از روایت دیگر از همین خارجه چنین بر می آید که گویا غیر از زید هیچکس از عهده چنین مهمی بر نمی آمد[2] و این تنها او بود که جامع و حافظ قرآن بود. ما حصل روایت این است که: ابوبکر خود قرآن را در اورا قی جمع می کند، عمر هم هیچ نقشی در این کار ندارد. ابوبکر از زید می خواهد در آن اوراق نظری بیفکند. زید امتناع می کند. ابوبکر از عمر می خواهد تا وساطت کند تا زید بپذیرد. و با وساطت عمر زید آن کار را انجام می دهد.

بر اساس روایت دیگر از ابن شهاب زهری ابتکار پیشنهاد اساسا با زید است و بر دو خلیفه بزرگ جز مراجعه به امت و کسب موافقت آنها، وظیفه دیگری بار نشده است.

به هر یک از این روایات توجه شود، رنگ بزرگنمائی افراد در آن به خوبی دیده می شود. بر خلاف آنچه گفته اند بیشتر در راه بزرگ نمودن زید است تا خلفا. و خلاصه باید گفت : بازگوئی این کار ... خالی از جنبه های تبلیغاتی و بزرگنمائی نبوده است.»[3]

البته این اعتقاد در بین عده ای از علما مانند آیت الله معرفت وجود دارد که مسئله جمع قرآن توسط ابوبکر را مطلبی تاریخی و مستند می دانند و زید بن ثابت را متکفل این امر معرفی می نمایند. و از طرف دیگر ترتیب سور را از ابداعات جمع کنندگان قرآن می دانند.

    باید گفت که فرض این دیدگاه در خصوص جمع قرآن در دوره ابوبکر ، عدم انقطاع وحی تا آخرین روزهای حیات پیامبر صلی الله علیه و آله است. این همان فرضی است که دانشمندان اهل سنت هم آن را مکرر مطرح کرده و به عنوان مهمترین دلیل جمع قرآن در دوره ابوبکر اعلام می کنند. اما هرگز به این موضوع توجه نکرده اند که احادیث مربوط به تالیف قرآن در دوران رسول خدا صلی الله علیه و آله (تالیف قرآن نه کتابت آن!) از طریق همان زید بن ثابت روایت شده است. به توضیح دیگر روایت :«کنا عند رسول الله نؤلف القرآن من الرقاع»که حکایت از دو مرحله از نگارش قرآن ( الف - نگارش متفرق قرآن بر روی رقعه ها، ب -  بازنویسی قرآن از روی رقعه ها در قالب تالیف) دارد، ثابت می کند که تالیف و تدوین کامل قرآن اگر در حیات رسول خدا صلی الله علیه و آله تحقق پیدا نکرده باشد، لااقل به عنوان اقدامی آغاز شده، و رسول خدا صلی الله علیه وآله حتی با فرض عدم انقطاع وحی[4] چنین فکر و برنامه ای داشته است، به ویژه که فعل ماضی استمراری «کنا نؤلف» حکایت از کاری مستمر در این خصوص دارد. بنابراین فرض عدم تدوین قرآن به دلیل استمرار پدیده وحی از اساس ، فرضی باطل است که فلسفه جمع قرآن در دوره ابوبکر را متزلزل می سازد.

    نکته دیگر در بطلان این فرض آنکه، اگر قبول کنیم در حیات پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و روزهای پس از رحلت آن بزرگوار ، قرآن به صورت مصحف کامل وجود نداشته است، ناگزیر مصحف ابوبکر که بوسیله زید بن ثابت جمع آوری گردید، اساس مصاحف اصحاب و به طور کلی جامعه اسلامی خواهد بود. اما آیا روایات تاریخی چنین نقشی را برای مصحف ابوبکر اثبات می کنند؟ مسلما خیر. به عکس روایات به جا مانده از این واقعه تاریخی همگی مبین این نکته است که مصحف یاد شده در اختیار ابوبکر قرار گرفت تا آنکه از دنیا رفت. پس از مرگ ابوبکر این مصحف در اختیار عمر قرار گرفت تا آنکه وی هم از دنیا رفت، پس از مرگ عمر این مصحف در اختیار حفصه قرار گرفت و در دوره خلافت عثمان و به هنگام « توحید مصاحف» به عنوان یکی از منابع زید بن ثابت مورد استفاده واقع شد. از آنجا که عثمان این مصحف را به شکل امانی از حفصه دریافت کرده بود، پس از خاتمه یکی ساختن آن را به نزد حفصه باز گرداند و این مصحف همچنان در اختیار حفصه قرار داشت تا آنکه پس از وفاتش در سال 45 مروان بن حکم مصحف وی را بدست آورده و از بین برد. [5]با توجه به این تاریخچه مصحف یاد شده در فاصله خلافت ابوبکر تا خلافت عثمان هیچگونه کاربرد اجتماعی نداشته است. سوالی که مطرح است آن اکه در این دوره نسبتا طولانی مردم بر چه اساسی قرآن می خواندند و یا آن را ختم می کردند؟ در این دورا قطعا مصاحفی در اختیار اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آۀه قرار داشته که قائدتا منشائ آن، مصحفهای فراهم شده در عصر پیامبر صلی الله علیه و آله بوده است . مصحف ابوبکر حتی مصحفی حکومتی نیز نبود، چرا که در این صورت باید پس از عمر در اختیار عثمان قرار می گرفت، در حالیکه به دخترش حفصه رسید. به این ترتیب با بطلان فرض عدم انقطاع وحی در دوران رسول خدا صلی الله علیه و آله به عنوان فلسفه جمع قرآن در دوره ابوبکر، لازم است به پی جوئی فلسفه اصلی پرداخته و دیدگاههای دیگر را در این خصوص بررسی کنیم.

فلسفه جمع قرآن در دوران ابوبکر و نکات قابل تأمال در این باره

در مباحث گذشته، دیدگاه محمود رامیار مبنی بر بزرگنمائی نقش جامعان قرآن در دوره ابوبکر از نظر گذشت. افزون بر مطالب گذشته، می توان گفت که فلسفه اصلی جمع قرآن در دورا ن ابوبکر به دو مطلب باز می گردد که عبارتند از:

الف) جمع آوری قرآنی مجرد از هرگونه تفسیر

ب) فضیلت تراشی برای خلفا در حفظ مصحف

اما درباره قسمت الف باید گفت: از تأمل درباره سخن ابوبکر و زید بن ثابت که گفته اند: «چگونه کاری کنیم که رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را انجام نداده است» ، معلوم می گردد که اقدامی که پس از رحلت آن حضرت به طور بی سابقه رخ داد، سیاست تجرید قرآن از هر گونه نکات تفسیری است. زیرا در دوره رسول خدا صلی الله علیه و آله کاتبان وحی در حاشیه آیات قرآن برخی نکات تفسیری را به امر  پیامبر صلی الله علیه و آله ثبت می کردند. اینگونه توضیحات تفسیری در مصاحف اکثر صحابه از جمله عبدالله بن مسعود، حفصه، عایشه و ... وجود دداشته و هنوز قرائن مربوط به این موضوع در کتب حدیث و تفسیر ملاحظه می گردد.[6] اما بدون تردید غنی ترین قرآن در این زمینه قرآن علی بن ابی طالب علیه السلام بود که مشتمل بر تنزیل و تأویل بود و به سبب همین خصوصیت مورد پذیرش قرار نگرفت. عبد الله بن مسعود نیز بعدها چون می ترسید که همین ویژگی قرآنش، از میان رود، مصحف خود را به عثمان تحویل ندادو مورد خشم او قرار گرفت.[7]پس از رسول خدا صلی الله علیه و آلهدر راستای سیاست منع نقل و نگارش حدیث و نیز اجرای سیاست رویگردانی از تفسیر، تهیه مصحفی مجرد از نکات تفسیری برای مقام خلافت امری ضروری بود. لذا خلفای اولیه در عرض سیاست ممنوعیت نقل و نگارش حدیث، به تجرید قرآن از تفسیر هم روی آوردند.[8]منتهی این موضوع در زمان ابوبکر زمینه اجتماعی لازم را نداشت و اقدام ابوبکر در حد تهیه مصحف شخصی او باقی ماند. اما در دوران عثمان و با شیوع اختلاف قرائت، زمینه انتشار مصحفی واحد و با حذف نکات تفسیری فراهم شد.

اما

/ 5 نظر / 18 بازدید
بهار

سلام[گل]ممنونم كه به من سر زديد[گل] ممنون از نظرتون[گل] مطالب اينجا خيلي عالي هستن[گل] خيلي از مطالبتون چيزايي هستن كه دونستنشون واقعا لازمه[گل] لينكتون ميكنم[گل] سپاس[گل]

بهار

سلام[گل]ممنونم كه به من سر زديد[گل] ممنون از نظرتون[گل] مطالب اينجا خيلي عالي هستن[گل] خيلي از مطالبتون چيزايي هستن كه دونستنشون واقعا لازمه[گل] لينكتون ميكنم[گل] سپاس[گل]

پژمان اهورامزدا

سلام . ممنون از اطلاع رسانی مذهبی تون : اما یک نکته رو میشه یاد آور شد ؟ نسبت به قرآن در زمان خلیفه سوم (عثمان ) نسخ قرانی که توسط وی جمع آوری شده است گواه بر این قضیه است که قران را نمیتوان تحریف نمود و دست کار توسط افراد رد طول تاریخ بی معنی بوده است . تا کي غم آن خورم که دارم يا نه وين عمر به خوشدلي گذارم يا نه پرکن قدح باده که معلومم نيست کاين دم که فرو برم برآرم يا نه سلام دوست عزیز مطلبتونو خوندم . به روز هستم . بدرود . پژمان اهورامزدا www.pezhlvlan.persianblog.ir

محمود

بسیا ر جالب و خوب. عکس پرده خواستی بیا تو وبم بای تا بعد

خیاطی

در متن خود نوشته اید که ابن ندیم مصحفی به خط علی بن ابیطالب ع را دیده است، در انتهای متن هم کلام جناب عسکری را آورده اید که هر که ادعای دیدن آن کتاب را کند، صحیح نیست! از طرفی سخن ابن سیرین را دلیل بر گفتارتان آورده اید! مگر ابن سیرین که می باشد که کلامش حجت باشد؟! ...