فضایل امیر المومنین علیه السلام از زبان دانشمندان جهان

امـام , بهره مند از اوصاف و ویژگیهای بی مانند

حضرت رضا - علیه السلام ـ در این زمینه می‌فرمایند:

·    امام یگانه روزگار خویش است‌. هیچکس (درمقام ) به (منزلت) او نزدیک نمی‌شود وهیچ عالمی‌با او برابری نمی‌کند و جایگزینی برای او پیدا نمی‌شود و شبیه و مانند ندارد. همة فضیلت‌ها مخصوص اوست، بدون آنکه آنها را طلب کرده و به اختیار خودکسب کرده باشد, بلکه این امتیازی از طرف برتری دهندة بسیار بخشنده (خداوند) برای امام می‌باشد.[1]

مطلب در مورد بزرگی شخصیت حضرت علی علیه السلام خیلی زیاد است در اینجا به چند نمونه بسنده می کنیم:

 

برادری و برابری

 

زره آن حضرت مفقود شد و نزد مرد ترسایی پیدا شد. علی علیه السلام نزد قاضی شکایت برد و گفت:« این زره، از آن من است، نه آن را فروخته و نه به کسی بخشیده‌ام.»

قاضی، روی به مرد مسیحی کرده پرسید: در برابر ادعای خلیفه، چه می‌گویی؟ گفت: زره از آن من است و در دست من. سخن خلیفه را هم تکذیب نمی‌کنم. شاید اشتباه کرده باشد.

قاضی به حضرت روی کرده، گفت:

-تو مدعی هستی و باید شاهد بیاوری. آیا برای سخنت گواهی داری؟

-«نه شاهد ندارم.»

حکم، بر له مرد مسیحی صادر شد. او هم زره را برداشت و برد.

چند گامی‌که برداشت، لرزه بر اندامش افتاد!  بازگشت و به قاضی گفت: این حکومت، حکومت بشری نیست و حکومت پیغمبران است. زره از خلیفه است، نه از من!

آن‌گاه مسلمان شد و یار علی علیه السلام گردید.

روایت شده که سرباز شده و در جهاد نهروان در رکاب علی علیه السلام جان بازی می‌کند.

                                                                                    راه علی علیه السلام ص 63

 

نمونه‌هایی از شیوه عملی امیر مومنان ـ‌ علیه السلام ـ

·        بانویی به نام سوده حکایت می‌کند:

از یکی از ماموران علی ـ علیه السلام ـ به حضرتش شکایتی بردم. نماز میخواند. تا مرا دید، نمازش را پایان داد و با مهربانی به من روی آورد پرسید: حاجتی داری؟

شکایتم را گفتم. حضرتش به گریه افتاد و گفت:

"پروردگارا! تو گواه بر من و کارمندانم هستی. من آنها را به ظلم و ستم، مامور نکردم."

آنگاه پاره پوستی برداشت و عزل وی را نوشت و مرا مامور ابلاغ کرد.[2]

در حکومت عدل علی ـ علیه السلام ـ پست خالی بماند، رواست ولی ظالمی‌‌منصبی را اشغال کند، نارواست.

کتب آسمانی

 

1.       زبور حضرت داود علی نبیّنا و آله و علیه السلام

یک پیشوای مسیحی نسخه­ای قدیمی از این کتاب را یافته است که در آن نوشته شده: «اطاعت آن بزرگواری که «ایلی» نام دارد واجب است؛ فرمان­برداری از او همه­ی کارهای دین و دنیا را اصلاح می­کند. آن شخصیت والامقام را «حدار» نیز می­گویند. او دستگیر و مددکار بی­کسان و شیر شیران باشد؛ نیرو و قدرتش بسیار و تولّدش در «کعابا» خواهد بود. بر همه واجب است که دامن آن بزرگوار را بگیرند و همانند غلام حلقه به گوش اطاعتش کنند. بشنود هر که گوش شنوا دارد، بفهمد هر که عقل و هوش دارد و بیندیشد هر که عقل دارد که چون وقت بگذرد دوباره بازنمی­گردد.»

یکی از علمای مصری پس از دیدن این نوشته گفته است: «اگر این نسخه­ی زبور در میان عموم مردم پخش شود، مسیحیت از جهان برچیده خواهد شد.»[3]

شواهد تاریخی

 

1.       شری کِرشِن جی که هندی­ها او را یکی از پیامبران می­دانند، در یک جنگ مشهور تاریخی وقتی به میدان آمد، دید که طرف­داران حق بسیار کم و طرف­داران باطل بسیار زیادند و مثل مور و ملخ میدان جنگ را فرا گرفته­اند. شری کِرشِن جی پیروان خودش را موعظه کرد و بعد در گوشه­ای از میدان جنگ سجده نمود و با خدای خود مناجات کرد و گفت:

«ای خدای بزرگ جهان و ای روح عظیم هستی! تو را به ذات پاک خودت سوگند می­دهم و به آن کسی

که باعث ایجاد زمین و آسمان شده و حبیب توست[4] و به آن کسی که بسیار محبوب اوست و نامش «آهلی» است و نزدیک «سنگ سیاه»، در بزرگ­ترین پرستش­گاه­های جهان جلوه­گر خواهد شد، عرض حال مرا بشنو!

اهریمنان و دروغ­گویان را نابود ساز و راست­گویان را پیروزی مرحمت فرمای!

ای خدا! ای ایلا! ای ایلا! ای ایلا![5]»

 

2.       در سال 1951 میلادی گروهی از دانشمندان معدن­شناس روسی مشغول کار بودند که به حجم عظیمی از تخته­شکسته­های پوسیده برخوردند. با دقّت بیشتری به حفّاری زمین ادامه دادند؛ تا این که در میان آن­ها یک تخته چوبی مستطیل شکل دیدند که سالم مانده بود و حروفی روی آن نقش شده بود.

جلسه­ای از طرف دولت روسیه تشکیل شد و در آن دانشمندان مختلف زبان­شناسی، باستان­شناسی و عتیقه­شناسی گرد هم جمع شدند.

پس از 8 ماه تحقیق و کاوش متوجّه شدند که این تخته چوبی­ها بقایای کشتی نوح هستند و آن تخته چوب کوچک­تر و سالم نوشته­ای است به زبان سامانی که در جلوی کشتی نصب بوده است. متن آن به روسی و انگلیسی ترجمه شد و به فارسی چنین است:

«ای خدای من! ای مددکار من! به لطف و مرحمت خود و به طفیل ذوات مقدّس، محمّد، ایلیا، شبر، شبیر و فاطمه دست مرا بگیر. این پنج وجود مقدّس از همه با عظمت­تر و واجب­الاحترام هستند و تمام دنیا برای آنان به پا شده است. پروردگارا! به واسطه­ی نامشان مرا مدد فرمای، تو می­توانی همه را به راه راست هدایت نمائی.»[6]           

 

/ 0 نظر / 25 بازدید