دوستی با بهار دلها

 

امروز امام ما کیست؟ حجت بن الحسن العسکری روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء. بهترین دوست ما کیست؟ امام زمان ارواحنا له الفداء. امامی که از القابشان ربیع الانام است یعنی بهار دلها. کسی که  دلهای شیعیان با یادش بهاری می شود و وقتی ظهور کند مانند بهار زمستان دلهای مردم را به سبزی و زندگی مبدل می نماید. مصداق این سخن امام رضا علیه السلام امروز ایشان است. پس باید با ایشان رابطه دوستی برقرار کنیم. طبق آیه قرآن قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبى‏[1] محبت و دوستی نسبت به صاحبان قرابت و نزدیکی با رسول خدا صلی الله علیه و آله یعنی اهل بیت علیهم السلام از وظایف ما در مقابل اجر رسالت رسول خدا است. چگونه این دوستی را قوی کنیم؟ با پیروی کردن از ایشان. با انجام دستورات الهی، انجام فرایض و عبادات. هدیه کردن ثواب اعمال مستحبی. دعا برای فرج ایشان. دادن صدقه برای سلامتی ایشان. سلام روزانه و ... که در کتابهائی مانند مکیال المکارم یا پیوند معنوی با ساحت قدس مهدوی شرح انها آمده است.

خوب حالا ما بهترین دوستمان را شناختیم که در امروز امام زمان است و خدا اورا به عنوان بهترین دوست ما قرار داده است، نسبت به او در دلمان محبت داریم و این محبت را با پیروی کردن از ایشان بیشتر می کنیم، اما از کجا بفهمیم که ایشان هم مارا دوست دارد؟ اصلا شاید ایشان ما را به دوستی نپذیرد؟آیا این دوستی یک طرفه نیست؟ توهم دوستی نیست؟

انسان به خودش نمی تواند دروغ بگوید. اگر کسی در دوستی با حضرت غل و غش داشته باشد خودش می داند منتها ممکن است فکر کند مثلا حضرت نمی داند و متوجه نمی شود. مثل منافقین که فکر می کنند خدا و ولی خدا از نیت آنها آگاه نیست.

البته مسئله خوف و رجا در دوستی با امام عصر همیشه وجود دارد که من فکر کنم هر چقدر هم که سعی می کنم در راه رضایت خدا و ولی خدا اقدام کنم ممکن است در اعماق قلبم و در منتهای نیتم، فکر و نیت بدی باشد که خدا و ولی خدا از آن آگاهند و به آن سبب عمل من مقبول نباشد و مرا به ایشان نزدیک نکند. من خودم همیشه از این موضوع می ترسم. اما این باعث نمی شود که اصل را کنار بگذارم و قید دوستی را بزنم . این ترس به لطف حضرت، باعث ترقی و تعالی می شود.

امام عصر ارواحنا له الفداء در دوستی سلیقه خاصی دارد و آن هم صداقت در دوستی است. شاید کسی فکر کند برای حضرت بن لادن و الیور توئیست مثلا فرق نمی کند؟  بین بن لادن و اولیور توئیست فرق از زمین تا آسمان است. اعمال ما و بالاتر از آن افکار و نیات ما نقش اساسی در شکل گیری دوستی بین ما و اماممان ایفا می کنند. قطعا امام مهربان ما نسبت به افراد دغل و ظالم و بد و .... رفتار متفاوتی دارند تا افراد صادق و نیک و خوش کردار. از ظاهر هم هیچ چیزی معلوم نمی شود. خدا و ولی خدا از اعماق قلبها آگاهند. در دوستی با ولی خدا اصل اول صداقت و نیت پاک است.

اگر فرد واقعا امام را دوست داشته باشد خودش این را می داند و امام هم در حدی که او ایشان را محبوب خود کرده و حتی بیشتر او را دوست دارند و این قسمتی از رابطه دوستی است.

اگر هیچ راهی برای فهمیدن دوستی واقعی وجود نداشته (یعنی صداقت و پاکی و حس درونی ...) دیگر سنگ روی سنگ بند نمی شود. شما از کجا می فهمید خدا را دوست دارید؟ یا پدرتان را دوست دارید؟ یا هر کس دیگر را ؟ در تمام دوستی ها اینگونه است.

اما یک نکته خیلی مهم وجود دارد. دوستی تبعیت می آورد. کسی که به امام می گوید من شما را دوست دارم نشانه صداقتش در این دوستی، میزان تبعیت او از ایشان است. یکی از آشنایان به من می گفت: من خدا را خیلی دوست دارم خدا هم خودش می دونه اما بهش گفتم که من نمی تونم حجابم را رعایت کنم. من نمی گویم او دروغ می گفت. اما این حرف نشان می دهد که او دوستی اش با خدا مشکل دارد و خیلی عمیق نیست. خدا را دوست دارد اما نفسش را هم دوست دارد. ما اگر بگوئیم امام زمان دوستت داریم اما فقط این در حد یک حرف باشد و هیچ کاری که ایشان را خوشحال کند (یعنی انجام فرامین الهی ایشان و التزام به شرعیات و اخلاقیات و غیره) انجام ندهیم ،خوب شاید دروغ هم نگفته باشیم، اما این میزان دوستی نسبت به کسی که نه تنها زبانا و قلبا بلکه در عمل هم مطابق خواست محبوبش عمل می کند و هر کاری که بداند باعث خوشنودی ایشان می شود از قلم نمی اندازد، حداقل نمره را دارد و ای بسا حب نفس همین مقدار دوستی را هم از بین ببرد. باید به این نکته توجه داشت که:

اولا، ایمان به خدا همان دوستی با اولیاء اوست :

 قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع أَیُّ عُرَى  الْإِیمَانِ أَوْثَقُ فَقَالُوا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَعْلَمُ فَقَالَ قُولُوا فَقَالُوا یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ الصَّلَاةُ فَقَالَ إِنَّ لِلصَّلَاةِ فَضْلًا وَ لَکِنْ لَیْسَ بِالصَّلَاةِ قَالُوا الزَّکَاةُ قَالَ إِنَّ لِلزَّکَاةِ فَضْلًا وَ لَیْسَ بِالزَّکَاةِ قَالُوا صَوْمُ شَهْرِ رَمَضَانَ فَقَالَ إِنَّ لِرَمَضَانَ فَضْلًا وَ لَیْسَ بِرَمَضَانَ قَالُوا فَالْحَجُّ وَ الْعُمْرَةُ قَالَ إِنَّ لِلْحَجِّ وَ الْعُمْرَةِ فَضْلًا وَ لَیْسَ بِالْحَجِّ وَ الْعُمْرَةِ قَالُوا فَالْجِهَادُ فِی سَبِیلِ اللَّهِ قَالَ إِنَّ لِلْجِهَادِ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَضْلًا وَ لَیْسَ بِالْجِهَادِ قَالُوا فَاللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَعْلَمُ  فَقَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِنَّ أَوْثَقَ عُرَى الْإِیمَانِ الْحُبُّ فِی اللَّهِ وَ الْبُغْضُ فِی اللَّهِ وَ تَوَالِی وَلِیِّ اللَّهِ وَ تَعَادِی عَدُوِّ اللَّهِ[2]

امام صادق علیه السّلام فرمود: 

محکم‏ترین رشته‏ هاى ایمان محبت براى خدا و دشمنى براى خدا مى‏باشد، و با دوستان خدا دوست بودن و بیزارى و برائت از دشمنان خدا نمودن و بریدن از آنها.

ثانیا، ایمان سه مرحله دارد:

عبد الرحیم قصیر در نامه اى از امام جعفر صادق علیه السّلام پرسید: ایمان چیست و آن را براى من تعریف و توصیف فرمائید، امام در پاسخ براى او نوشتند:ایمان اقرار به زبان و اعتقاد به قلب و عمل به ارکان است و اجزاء آن به هم پیوستگى دارند،...[3]

پس فرد در مرحله اول می تواند فقط به زبان اقرار به ایمان و یا دوستی نماید و سپس با اعتقاد قلبی و در نهایت با عمل خودش این دوستی و ایمان را به حد اعلی برساند.

در مورد مطلبی هم که در مورد حس قلبی در مورد دوست داشتن خدمت شما عرض شد به این حدیث استناد می کنم:

امیر المؤمنین علیٌّ علیهالسلام :

سَلُوا القُلوبَ عنِ المَوَدّاتِ ؛ فإنّها شَواهِدُ لا تَقْبَلُ الرُّشا[4].

دوستیها و محبتها را از دلها بپرسید که دلها گواهانى رشوه ناپذیرند .

پس دلهای ما می توانند گواه صدق ما در دوستی با امام زمان علیه السلام بهار دلها باشد.

اما آیا واقعا این دوستی یک طرفه است؟ ما امام زمان را دوست می داریم و دلهایمان را بر این دوستی گواه می گیریم، بهار دلها امام زمان چطور؟ او هم ما را دوست دارد؟ برای روشن شدن این مطلب روایت زیر را گوش کنید:

رمیله یکی از شیعیان حضرت علی علیه السلام می گوید: تب شدیدى در زمان امیر المؤمنین علیه السّلام داشتم روز جمعه آرامش بیشترى در خود دیدم با خود گفتم بهترین کار اینست که روى خودم مقدارى آب بریزم و پشت سر امیر المؤمنین علیه السّلام نماز بخوانم این کار را کردم و بجانب مسجد رفتم همین که مولى امیر المؤمنین روى منبر رفت باز تب برگشت.

وقتى آن جناب تمام کرد و بجانب خانه رفت من نیز با ایشان رفتم. فرمود:

رمیله! دیدم در خود پیچیده بودى؟! عرض کردم آرى و جریان را بعرض ایشان رساندم که علاقه داشتم نمازى پشت سر شما بخوانم فرمود: رمیله هر مؤمنى که‏ مریض مى‏شود ما نیز بواسطه بیمارى او مریض میشویم و فزون نمیشود مگر اینکه ما نیز از اندوه او محزون میشویم و دعائى نمیکند مگر اینکه دعاى او را آمین میگوئیم ساکت نمیشود مگر اینکه ما برایش دعا می‌کنیم.

عرض کردم یا امیر المؤمنین فدایت شوم این براى کسى است که با شما در خانه باشد اما آنها که در اطراف زمین هستند چطور فرمود: رمیله! در شرق و غرب و غیر آن مؤمنى از نظر ما پنهان نیست.[5]

آیا می توانیم این محبت را درک کنیم؟ مگر نفرمودند امام از مادر مهربانتر است؟ آیا این مهربانی مثل و مانند دارد؟ اگر فکر کنیم که هر زمان که ما غمناکیم مثلا در گرفتاریهای زندگی، یک عزیزی از غم ما غمناک است و با تمام وجود برای ما دعا می کند، آنهم بزرگواری مثل امام زمان علیه السلام، دیگر غمی نمی ماند. چطور این محبت عمیق یک طرفه است؟ بله اگر من بی وفا و بی معرفت باشم و در مقابل محبت بیکران اماممان ساکت باشیم این محبت یکطرفه می شود، اما اگر ما ایشان را صادقانه از اعماق وجود دوست بداریم ،مانند رمیله که تا احساس سلامتی کرد در پاسخ میل درونش به سوی مولایش شتافت، آیا می شود امام به سوی ما نشتابد؟ هیهات ما هکذا الظن بک، انت کریم من اولاد الکرام... امام زمان کریمی از سلاله کرامت هستند.

امام زمان ارواحنا الفداه در توقیعی به مردم قم که در مورد ایشان به اختلاف افتاده بودند و عده ای ایشان را انکار کرده بودند، می فرمایند:

به چپ و راست میل نکنید. مقصد خود را با دوستى ما بر اساس راهى که روشن است به طرف ما قرار دهید...اگر محبت به شما نداشتیم و صلاح شما را نمی دیدیم، و بخاطر ترحم و شفقت بر شما نبود، گفتگوى با شما را ترک می گفتیم[6].

حتی در حالی که عده ای بی خبر ایشان را انکار نموده اند و قلب ایشان را غمگین نموده اند ( البته به خاطر خود مردم که خودشان در ابتدای توقیع فرمودند:  ما از این موضوع بخاطر شما غمگین شدیم نه بخاطر خودمان و در باره شما ناراحت شدیم نه در باره خودمان، زیرا خدا با ماست و جز بخدا بهیچ کس نیازى نداریم و حق با ماست و بنا بر این کسى که از اطاعت ما سرباز میزند ما را بوحشت نمى‏اندازد)، ایشان بازهم به خاطر محبتی که نسبت به شیعیانشان دارند، توجه و ترحم نسبت به این مردم را ترک نمی کنند.

مگر این جمله از امام زمان علیه السلام نیست که به شیخ مفید در توقیع شریفشان فرمودند:

ما در رعایت حال شما کوتاهى نمى ‏کنیم و یاد شما را از خاطر نبرده‏ ایم، و اگر جز این بود از هر سو گرفتارى به شما رو مى ‏آورد و دشمنانتان، شما را از میان مى ‏بردند، تقوا پیشه سازید ....[7]

ســــــر مـا و آستــان ارادت دوســـت                                                  که هر چه بر سر ما می رود ارادت اوست

نظیر دوسـت ندیدم اگر چه از مه و مهر                                                   نهـادم آیئــــنه ها در برابر رخ دوســــت

با افتخار سر خود را بالا بگیریم و بگوئیم ما صاحب الزمانی هستیم. ما کسانی هستیم که چنین امام و پیشوای مهربانی داریم. قطع و یقین داشته باشیم که در هر حال امام زمان علیه السلام به یاد ماست و ما را بیشتر از خودمان و بیشتر از نزدیکانمان دوست می دارد و اگر زمانی احساس کردیم که در مشکلات تنها مانده ایم مطمئن باشیم که این ما هستیم که بواسطه گناهان و غفلتها، از اماممان دور شده ایم. نه اینکه ایشان یاد ما را فراموش کرده باشند.

به حصن حصین حضرت پناه ببریم و با تقوای الهی که حضرت در توقیع شریف که نقل کردم ما را به آن سفارش فرموده اند، خودرا به ایشان نزدیک نمایئم، تا ان شاء الله سعادتمند باشیم.

اللهم انی اسئلک ان تصلی علی محمد نبی رحمتک و کلمة نورک و ان تملاء قلبی نور الیقین و صدری نور الایمان و ... مودتی نور الموالاة لمحمد و آله.» (بار خدا از تو درخواست می کنم که بر محمد نبی رحمتت و کلمه نورت صلوات فرستی و قلب مرا با نور یقین مملو نمائی و سینه ام را با نور ایمان منور نمائی ...و محبت مرا با نور محبت به محمد و خاندانش صلوات الله علیهم اجمعین پر نمائی.)

جان من قربان تو ای جان جانانم بیا                                                            گلشنم بی گل شده ای روح رعنایم بیا

اللهم عجل لولیک الفرج


[1]. شوری 23

[2]. بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج‏27، باب 1 وجوب موالاة أولیائهم و معاداة أعدائهم .... ص: 57

[3]. ایمان و کفر-ترجمه الإیمان و الکفر بحار الانوار    ج1    325    24 فرق بین اسلام و ایمان .....  ص : 321

[4]. غرر الحکم : 5641 منتخب میزان الحکمة : 12؛ همچنین این حدیث: ایمان و کفر-ترجمه الإیمان و الکفر بحار الانوار    ج‏1    ص 470   ، 36 دوستى و دشمنى براى خداوند ..... 

جابر جعفى گوید:امام باقر علیه السلام می فرمایند: هر گاه مى‏ خواهى بدانى در شما خیرى هست به دلت نگاه کن اگر بندگان مطیع خدا را دوست مى‏ دارد و معصیت‏کاران را از خود طرد مى‏ کند در تو خیرى وجود دارد و خداوند شما را دوست مى‏دارد.

اما از آن طرف اگر مشاهده کردى دلت همواره با معصیت‏کاران مى‏ باشد و به آنها تمایل دارد و با دوستان خدا و اهل طاعت بغض و کینه نموده و آن‏ها را دوست نمى‏ دارد، بدان در تو خیرى نیست و خداوند دشمن تو مى‏ باشد، و آدمى با کسى که دوست دارد محشور است.( اگر حس قلبی ما در مورد دوستی با امام زمان علیه السلام می تواند به ما دروغ بگوید ( نه اینکه ما خود بدانیم دوستی در قلب ما نیست و به دروغ آن را اظهار کنیم) چرا امام باقر علیه السلام این توصیه را می فرمایند که به قلبمان نگاه کنیم؟)؛ همچنین این روایت: امام رضا (علیه السلام): 1-کسی که مخالفان و دشمنان ما ائمه (ع) را دوست بدارد با ما دشمنی نموده و کسی که با آنها دشمن باشد با ما دوستی نموده . 2- کسی که رابطه و پیوند دوستی با مخالفان ما ائمه و طرفدارانشان برقرار کند با ما قطع رابطه نموده و کسی که پیوند خود را با آنها قطع نماید به ما پیوند نموده . 3- کسی که به دشمنان ما نیکی کند به ما جفا کرده و کسی که آنها را گرامی بدارد به ما توهین کرده است . 4- کسی که به دشمنان ما احسانی کند به ما بدرفتاری کرده و کسی که مالی به آنها تصّدق کند ما را تکذیب نموده است . بنابراین کسی که شیعة ماست نباید هیچ یک از مخالفان شیعه و طرفدارنشان را دوست و یاور خود قرار دهد و اینست معنی حقیقی تولی و تبری . وسائل الشیعه جلد 16 باب 17

[5]. بحار الأنوار ج‏26    ص 141    باب 9 أنه لا یحجب عنهم شی‏ء من أحوال شیعتهم .....  ، ... عَنْ رُمَیْلَةَ قَالَ وُعِکْتُ وَعْکاً شَدِیداً فِی زَمَانِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع فَوَجَدْتُ مِنْ نَفْسِی خِفَّةً فِی یَوْمِ الْجُمُعَةِ وَ قُلْتُ لَا أَعْرِفُ شَیْئاً أَفْضَلَ مِنْ أَنْ أُفِیضَ عَلَى نَفْسِی مِنَ الْمَاءِ وَ أُصَلِّیَ خَلْفَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع فَفَعَلْتُ ثُمَّ جِئْتُ إِلَى الْمَسْجِدِ فَلَمَّا صَعِدَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع الْمِنْبَرَ عَادَ عَلَیَّ ذَلِکَ الْوَعْکُ فَلَمَّا انْصَرَفَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع وَ دَخَلَ الْقَصْرَ دَخَلْتُ مَعَهُ فَقَالَ یَا رُمَیْلَةُ رَأَیْتُکَ وَ أَنْتَ مُتَشَبِّکٌ بَعْضُکَ فِی بَعْضٍ فَقُلْتُ نَعَمْ وَ قَصَصْتُ عَلَیْهِ الْقِصَّةَ الَّتِی کُنْتُ فِیهَا وَ الَّذِی حَمَلَنِی عَلَى الرَّغْبَةِ فِی الصَّلَاةِ خَلْفَهُ فَقَالَ یَا رُمَیْلَةُ لَیْسَ مِنْ مُؤْمِنٍ یَمْرَضُ إِلَّا مَرِضْنَا بِمَرَضِهِ «2» وَ لَا یَحْزَنُ إِلَّا حَزِنَّا بِحُزْنِهِ وَ لَا یَدْعُو إِلَّا أَمَّنَّا لِدُعَائِهِ وَ لَا یَسْکُتُ إِلَّا دَعَوْنَا لَهُ فَقُلْتُ لَهُ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ جَعَلَنِیَ اللَّهُ فِدَاکَ هَذَا لِمَنْ مَعَکَ فِی الْقَصْرِ أَ رَأَیْتَ مَنْ کَانَ فِی أَطْرَافِ الْأَرْضِ قَالَ یَا رُمَیْلَةُ لَیْسَ یَغِیبُ عَنَّا مُؤْمِنٌ فِی شَرْقِ الْأَرْضِ وَ لَا فِی غَیْرِهَا؛ پیشین، بصائر الدرجات إِبْرَاهِیمُ بْنُ هَاشِمٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَیْفٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَبْدِ الْکَرِیمِ بْنِ عَمْرٍو عَنْ أَبِی الرَّبِیعِ الشَّامِیِّ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع بَلَغَنِی عَنْ عَمْرِو بْنِ الْحَمِقِ حَدِیثٌ فَقَالَ اعْرِضْهُ قَالَ دَخَلَ عَلَى أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع فَرَأَى صُفْرَةً فِی وَجْهِهِ فَقَالَ مَا هَذَا الصُّفْرَةُ فَذَکَرَ وَجَعاً بِهِ فَقَالَ لَهُ عَلِیٌّ ع إِنَّا لَنَفْرَحُ لِفَرَحِکُمْ وَ نَحْزَنُ‏ لِحَزَنِکُمْ وَ نَمْرَضُ لِمَرَضِکُمْ وَ نَدْعُو لَکُمْ وَ تَدعُونَ فَنُؤَمِّنُ قَالَ عَمْرٌو قَدْ عَرَفْتُ مَا قُلْتَ وَ لَکِنْ کَیْفَ نَدْعُو فَتُؤَمِّنُ فَقَالَ إِنَّا سَوَاءٌ عَلَیْنَا الْبَادِی وَ الْحَاضِرُ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع صَدَقَ عَمْرٌو؛ بخش امامت-ترجمه جلد هفتم بحار الانوار    ج‏4    ص 101    بخش نهم،عمرو بن حمق می گوید: وارد خدمت حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام شد و در چهره آن جناب زردى مشاهده کرد گفت: این زردى از چیست؟

آن جناب اظهار یک ناراحتى کرد على علیه السّلام باو فرمود: ما شادمانیم براى شادى شما و محزون هستیم براى حزن شما و دعا میکنیم براى شما و دعا میکنید ما آمین میگوئیم. عمرو گفت: فهمیدم چه فرمودى ولى چگونه دعا میکنیم شما آمین میگوئى؟ فرمود: براى ما مساوى است کسى که حضور داشته باشد و کسى که غایب باشد.

حضرت صادق علیه السّلام فرمود: عمرو درست گفته.

[6]. مهدى موعود-ترجمه جلد سیزدهم بحار    متن    1248    توقیع براى جمعى از مردم قم ..... 

[7]. الإحتجاج على أهل اللجاج    ج‏2    ص 498    ذکر طرف مما خرج أیضا عن صاحب الزمان ع ..... 

ذِکْرُ کِتَابٍ وَرَدَ مِنَ النَّاحِیَةِ الْمُقَدَّسَةِ حَرَسَهَا اللَّهُ وَ رَعَاهَا فِی أَیَّامٍ بَقِیَتْ مِنْ صَفَرٍ سَنَةَ عَشَرَةٍ وَ أَرْبَعِمِائَةٍ عَلَى الشَّیْخِ الْمُفِیدِ ... :... إِنَّا غَیْرُ مُهْمِلِینَ لِمُرَاعَاتِکُمْ وَ لَا نَاسِینَ لِذِکْرِکُمْ وَ لَوْ لَا ذَلِکَ لَنَزَلَ بِکُمُ اللَّأْوَاءُ وَ اصْطَلَمَکُمُ الْأَعْدَاءُ فَاتَّقُوا اللَّهَ جَلَّ جَلَالُهُ

احتجاج-ترجمه جعفرى    ج‏2    ص 651    «مقدارى از فرمایشات امام زمان علیه السلام در مورد مسائل فقهى و غیر آن»..... 

/ 0 نظر / 127 بازدید