چرا لعن؟

 

آیا می شود (و یا باید) امثال چنگیز مغول، صدام و هیتلرها را دوست داشت؟

آیا می توان گفت که عمل آنها بر ما پوشیده است و به نقل تاریخ اعتمادی نیست، پس نباید به اظهار نظر در مورد کارهای آنان پرداخت؛ در حالیکه چنگیز مغول میراث فرهنگی ایرانیان را طعمه حریق نمود و این هر سه، میلیون ها نفر را از بین بردند؟

 

چرا ما مسلمانان و به خصوص شیعیان، در دعاها و زیارت ها، مخصوصاً در زیارت عاشورا، دشمنان اهل بیت(علیهم السلام) را لعن می کنیم. می دانیم که ناسزا گویی امری ناپسند است؛ آیا لعن کردن، ناسزاگویی محسوب نمی گردد؟

 

چرا و چه کسانی را لعن و نفرین می کنیم؟

برای پاسخ به این سؤال، ابتدا باید معنای لعن را بدانیم تا روشن گردد که آیا لعن کردن ناسزاگویی محسوب می گردد، یا خیر؟

لعن در لغت به معنای راندن و دور کردن است.[1]و در اصطلاح به معنای دعا برای دور باد از رحمت خداوندی برای کسی است، بر خلاف سلام و صلوات که دعا برای فرد در جلب رحمت الهی است. و این دو ـ صلوات و لعن ـ مظاهر تولی و تبری (دوستی و دشمنی) هستند، که از یکدیگر جدایی ناپذیرند.

لعین: طرد شده و دور شده. هر کسی را که خدا او را لعنت کرده است، پس به تحقیق او را از رحمت خویش دور کرده و مستحق عذاب دانسته است. بنابراین اگر دشمنان اسلام و اهل بیت(علیهم السلام) را لعن می کنیم، در واقع، دور بودن از رحمت خدا را برای آنان طلب می کنیم و این ناسزاگویی نیست، بلکه نوعی تشفی دل و ابراز انزجار از کسانی است که دشمنِ دوستان ما هستند. اصولاً محبت به کسی بدون دشمنی با دشمنان آنان امکان پذیر نیست و انسان وقتی به کسی محبت پیدا کرد، نسبت به دشمنان او نیز دشمن شده و ابراز انزجار و نفرت قلبی می نماید. بحث تولی و تبری یعنی دوستی و دشمنی با افراد تنها یک بحث دینی نیست در کل زندگیِ افراد حتی ساده لوحترین و دل نازکترین افراد بشر، عده ای از افراد را دوست داشته و نسبت به عده دیگری از افراد احساس انزجار می کند.

لعن در قرآن

مشروعیت یک عمل از دو راه ثابت می شود: ١. قرآن     ٢. روایات معصومین علیهم السلام.

برای اینکه به مشروعیت لعن و تبری (بیزاری جستن از دشمنان خدا) در دین اسلام پی ببریم، باید به این دو منبع مراجعه نمائیم. خداوند بزرگ در قرآن کریم بیش از 40 بار واژه لعن را به کار برده است. در آیات قرآنی افرادی که لعنت می کنند عبارتند از: خداوند کریم، تعدادی از پیامبران مانند حضرت داوود و حضرت عیسی، ملائکه و جمیع مردم و لاعنون (لعنت کنندگان، که امام صادق علیه السلام مراد از ایشان را اهل بیت علیهم السلام دانست[2]).  می توان آیات لعن را به شش گروه تقسیم کرد:

1ـ لعن ابلیس[3]     ـ2- لعن کافران[4]      ـ3- لعن مشرکین[5]

لعن کسانی از اهل کتاب[6]

5ـ لعن افرادی که در ظاهر اسلام داشتند.

خداوند به مردان و زنان منافق و کفار، وعده آتش دوزخ داده که در آن جاودانه خواهند ماند که همان کفایتشان می کند! و خدا آنها را لعن کرده و عذاب همیشگى براى آنهاست![7]

6ـ لعن عده ای چه تحت لوای اسلام و چه غیر از آن

همانا آنها که خدا و رسولش را آزار مى‏دهند، خداوند آنان را از رحمت خود در دنیا و آخرت دور ساخته، و براى آنها عذاب خوارکننده‏اى آماده کرده است.[8]

لعن در روایات

آزار امیرالمومنین علی (علیه السلام)، آزار پیامبر است!

سعد می گوید: من به همراه دو نفر در مسجد نشسته بودیم و از علی شکایت می کردیم تا اینکه رسول خدا با آثار غضب که در چهره اش هویدا بود پیش آمد، از غضبش به خدا پناه بردم . پس فرمود: شما را با من چه کار؟ هر کس علی را بیازارد به تحقیق مرا آزرده است. [9]

آزار دهندگان حضرت زهرا، پیامبر را آزردند!

همانا فاطمه پاره تن من است، هر چه او را بیازارد مرا آزرده.[10]

 ◊  عهد شکنان در میثاق با خدا

آنها که عهد الهى را پس از محکم کردن مى‏شکنند، و پیوندهایى را که خدا دستور به برقرارى آن داده قطع مى‏کنند، و در زمین فساد مى‏نمایند، لعنت و ناگواری آخرت براى آنهاست! ﴿25 رعد

رسول خدا اباسفیان را بر شتر دید و پسرش یزید که پیش رو بود و معاویه که به دنبال آنها می رفت(هی می کرد)؛ پس فرمود: خدا لعنت کند پیش رو، راننده و راکب را! [11]

-  رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: هر که از لعن کردن کسی که خدایش لعن کرده خودداری و احساس گناه کند لعنت خدا بر او باد.[12]

در ذیل آیه 160 سوره انعام از امام صادق علیه السلام روایت شده است که هر کس هر روز صبح فلانی و فلانی را لعن کند خدای تعالی برای او هفتاد حسنه نوشته و ده گناه از او محو نموده و مقامش را ده درجه بالا برد.[13]

 محل اختلاف دو فرقه در مسئله لعن

و اما در مسئله ی لعن محل اختلاف و نقطه ای که خط دو فرقه از هم جدا می شود، آنجاست که اصلی از اصول اعتقادی اهل سنت زیر سوال رفته و به آن خدشه وارد می شود و آن عدالت تمامی صحابه رسول خداست

/ 0 نظر / 20 بازدید