تحریف قرآن؟ واقعیت یا تهمت؟ ( قسمت سوم)

دلایل روائی

1.      روایات دال بر وجود مصحف در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله

پاره ای از روایات از وجود مصحف در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله و صحابه خبر می دهد. از جمله:

اوس ثقفی از پیامبر صلی الله علیه و آله نقل می کند که فرمود:

«تلاوت شخص از روی مصحف دو هزار درجه و تلاوت از روی غیر مصحف هزار درجه دارد.»[1]

پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود:

«هیچ چیز بر شیطان خطرناکتر از قرائت از روی مصحف نیست.»[2]

در پاره ای از روایات منقول است که پیامبر صلی الله علیه و آله  به خواستاران مصحف، مصحف می داده است مثلا عثمان بن ابی العاص نقل می کند:

« هنگام ورود هیات نمایندگی ثقیف بر پیامبر صلی الله علیه و اله وارد شدم و از آن حضرت مصحفی را که نزدش بود خواستار شدم و آن حضرت آن را به من داد.»[3]

از این روایات بدست می آید که مصاحفی کامل یا ناقص در دست صحابه در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله بوده، این مصاحف خوانده شده و دست به دست می گشته و پیامبر صلی الله علیه و آله در باره آنها احکامی مقرر داشته است. [4]

حال اگر جمع و تدوین به معنای مصطلح کلمه در میان نبود، اطلاق کلمه مصحف ( مصحف به کتابی که بین دو جلد گرد آوری شده باشد گفته می شود و به اوراق پراکنده که فاقد نظم و تدوین است گفته نمی شود )  نادرست خواهد بود.

2.      حدیث ثقلین

معروفترین سخن پیامبر صلی الله علیه و اله که در این باره قرینه و شاهد بحث است، حدیث متواتر میان شیعه و سنی یعنی حدیث ثقلین است، پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود:

«انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی اهل بیتی...»

منظور ازکتاب خدا در این حدیث نمی تواند برگهای پراکنده در دست مومنان باشد به اوراق پراکنده صحف می گویند نه کتاب.[5]

بنابر این باید گفت:

از این نامگذاری چنین بر می آید که  قرآن  جمع آوری شده بود. زیرا  قرآن ی که در سینه ها بود ، یا در لوحه های پراکنده و تخته پاره، و استخوانهای متفرق نوشته شده باشد، کتاب نامیده نمی شود. و معمولا کتاب مجموعه ای را گویند که دارای وجود واحد مشخص بوده، صورت مدونی داشته باشد. نوشته های پراکنده و قطعه قطعه کتاب نامیده نمی شود، چه رسد به آنچه اصلا نوشته نشده و جای آن دلها و سینه ها باشد.[6]

3.      ختم  قرآن

ختم  قرآن  یعنی قرائت آن از آغاز تا انجام با آداب خاص خود. و این آداب در پاره ای از روایات نبوی به چشم می خورد. به تعدادی از صحابه در مورد کمترین مدت ختم  قرآن  توصیه هائی از سوی پیامبر صلی الله علیه و آله صادر شده است و این خود قرینه ای دیگر بر وجود مدون  قرآن  در عصر پیامبر صلی الله علیه و آله است. [7] البته با توجه به برخی از روایات صادره[8] به نظر می رسد مسئله ختم  قرآن  در سالهای آخر حیات پیامبر صلی الله علیه و آله دائر شده بود ( در حقیقت قسمت اعظم  قرآن  تا آن زمان نازل شده بود و البته مدون شده در اختیار صحابه بود). در مورد ختم  قرآن  در زمان حیات پیامبر صلی الله علیه و آله روایات بسیاری موجود است که از تامل در آنها نکات زیر استفاده می گردد:

اولا: پیامبر صلی الله علیه و آله شخصا به ختم  قرآن  علاقه و اهتمام فراوان داشت و به دفعات  قرآن  را ختم نمود.[9]

ثانیا: رسول خدا ( صلی الله علیه وآله وسلم ) ختم  قرآن  را مانع فهم و تدبر در  قرآن  و فهم آن نمی دانست اما اجازه ختم سریع  قرآن  را هم نمی داد تا مانع فهم و تدبر در  قرآن  شود.

ثالثا: پس از ختم  قرآن  به تنهائی یا به همراه اهل بیت خود به دعا می پرداخت.[10]

رابعا: در پایان ختم  قرآن ، به تلاوت سوره حمد و آیات نخست سوره بقره می پرداخت تا نشانی بر تلاوت دوباره  قرآن  و انس همیشگی با کلام خدا باشد.[11]

به هر حال وقتی صحابه برای ختم  قرآن  اجازه می خواهند، جز این را نمی رساند که مجموعه مشخصی بوده که آغاز و انجام داشته است.[12]

4.      تعبیر حسبنا کتاب الله از سوی عمر

پیامبر صلی الله علیه و آله به هنگام رحلت فرمود:

دوات و قلمی بیاورید که چیزی بنویسم که بعد از من گمراه نشوید. عمر در آنجا گفت: «حسبنا کتاب الله».[13]

از این جریان و عبارت بر می آید که ناگزیر کتاب خدا در آن موقع مجموع و محفوظ بوده است و گرنه چنین اشاره ای درست نیست. ( آیا عمر که در این زمان دم از کتاب خدا می زند زمانیکه ابوبکر احساس خطر از نابودی وحی الهی می کند نمی توانسته به همدمش بگوید که کتاب خدا مجموع و مکتوب در میان امت موجود است تا ایشان زحمت بیهوده نکشند و مصحف حکومتی تدوین ننمایند؟؟؟!!!)

5.      احادیث ویژه جمع  قرآن  در زمان رسول خدا ( صلی الله علیه وآله وسلم )

/ 0 نظر / 29 بازدید