حضرت زهرا علیها السلام بعد از وفات رسول خدا صلی الله علیه و آله

حضرت زهرا علیها السلام بعد از وفات رسول خدا صلی الله علیه و آله

حضرت زهرا (علیها السلام)، بعد از وفات پدر بزرگوارش، حضرت رسول (صلی الله علیه علیه و آله)، دچار غم و اندوهی بی حد و حساب شد، تا جائیکه شبانه روز بر فقدان ایشان می گریست. از محمود بن لبید منقول است که چون رسول خدا (صلی الله علیه و آله) رحلت فرمود، فاطمه (سلام الله علیها) بر سر مزار حمزه می آمد و می گریست. روزی عبورم بر شهداء احد افتاد. دیدم فاطمه (سلام الله علیها) بر سر قبر حمزه به شدت گریه می کند، صبر کردم تا گریه اش آرام گرفت. پیش رفتم و سلام کردم و گفتم: سرورم! از ناله جان سوز شما دل من پاره گردید. فرمود: ناله و گریه به طور قطع سزاوار من است که چنین پدر مهربان و بهترین پیغمبران از دست من برفت...[1]  فاطمه زهرا (علیها السلام) 75 روز بعد از رسول (الله صلى الله علیه وآله) زنده بود. ایشان بسیار غمگین بود، جبرئیل (علیه السلام) بر ایشان نازل می شد، از جایگاه پدرش به ایشان خبر می داد، از اخبار آینده ایشان را آگاه می کرد و علی (علیه السلام) آن را می نوشت.[2]

علاوه بر غم از دست دادن پدر، آنچه که خیلی ایشان را آزار می داد؛ گمراهی و ضلالت امت پدر و غصب خلافتِ جانشین برحقش حضرت (علی علیه السلام) و ظلم بسیاری بود که از جانب همراهان فرصت طلب رسول خدا صلی الله علیه و آله به اهل بیت او( یعنی دختر و پسر عمو و فرزندانش) می شد.[3]

بعد از بیعت مسلمانان با ابوبکر، او متوجه شد که گروهی که از بیعت با او سر باز زده اند[4]، به همراه علی (علیه السلام) در خانه فاطمه (سلام الله علیها) جمع شده اند. ابن قتیبه می گوید: بنابراین عمر را به سوی آنان فرستاد. عمر آمد و آنها را صدا کرد، همگی در خانه علی بودند و نپذیرفتند که بیرون بیایند. عمر چوب خشک طلبید و گفت: به خدائی که جان عمر بدست اوست، یا باید بیرون بیایند یا آنکه خانه را بر اهلش آتش می زنم. گفتند: ای ابو حفص! فاطمه در این خانه است. عمر جواب داد: حتی اگر فاطمه در خانه باشد. نقل شده که حضرت زهرا (علیها السلام) فرمود: عمر مگر از خدا نمی ترسی که می خواهی به خانه ام وارد شوی؟ عمر نخواست باز گردد. آتش را طلبید و در خانه را به آتش کشید و در را هل داد؛ در حالیکه حضرت زهرا علیها السلام پشت در خانه بود ...، او وارد خانه شد، فاطمه (سلام الله علیها) فریاد زد: یا ابتاه! یا رسول الله! عمر شمشیرش را با غلاف بلند کرد و آن را به بازوی بانوی دو عالم زد. بانو فریاد بر آورد: یا ابتاه! و آن شقی تازیانه را بلند کرد و به بازوی فاطمه زد... در اثر این جراحات در همان زمان حضرت زهرا (علیها السلام) فرزندش محسن، را سقط کرد و بر اثر همین جراحتها هم بیمار شد و از دنیا رفت. [5] در کتب اهل سنت و همچنین شیعه منقول است که حضرت زهرا (علیها السلام) در حالی از دنیا رفت که از ابوبکر و عمر خشمگین بود[6]

بعد از وفات رسول خدا (صلی الله علیه و آله)، علی (علیه السلام) به همراه حضرت زهرا (علیها السلام) (که بر چهارپائی سوار بود) و حسنین (علیهما السلام)، شبانه خارج می شد، به مجالس انصار می رفت و از ایشان یاری می خواست. ایشان می گفتند: ای دختر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ما با این مرد بیعت کرده ایم، اگر که همسر و پسر عمویت زودتر از ابو بکر به نزد ما آمده بود، به سوی او نمی رفتیم. پس علی فرمود: آیا من می بایست رسول الله (صلی الله علیه و آله) را در خانه اش رها می کردم، او را تدفین نمی نمودم، خارج می شدم و با مردم بر سر حکومت او به نزاع بر می خواستم؟ حضرت زهرا (علیها السلام) فرمود: ابوالحسن جز آنچه که شایسته اش بود، انجام نداد و ایشان کاری کردند که خدا به حساب ایشان برسد و از ایشان مطالبه نماید. [7]

مطلب دیگری که در کتب شیعه و سنی به آن تصریح شده، غصب فدک از حضرت زهرا (علیها السلام) توسط ابوبکر است. ابوبکر با نقل حدیث : «نحن معاشر الانبیا لانورث ما ترکنا الصدقة، یعنی: ما گروه پیامبران ارث باقی نمی گذاریم؛ هر آنچه بعد از ما باقی بماند صدقه است»[8]، فدک را که پیامبر (صلی الله علیه و آله) طبق دستور خداوند با نزول آیه «و آت ذی القربی حقه: و به صاحب قرابت حقش را بده »[9] در زمان حیاتش به دختر خود بخشیده بود، از او منع کرد. [10]

  وفات

ایشان در سن هجده سالگی بعد از 75 روز از وفات رسول خدا (صلی الله علیه و آله)[11]، در روز سوم جمادی الاخر سال یازدهم هجری (به روایت از امام صادق علیه السلام) و یا ده روز مانده از ماه جمادی الاخر به شهادت رسید.[12] حضرت علی (علیه السلام) با کمک اسماء بنت عمیس حضرت زهرا (علیها السلام) را غسل داد، کفن کرد و ایشان را شبانه و مخفیانه دفن کرد و احدی را از موضع قبر ایشان با خبر نساخت و جز کسانی که به وصیت بانوی دو عالم در تشیع جنازه ایشان حاضر بودند، ( یعنی عباس، فضل، سلمان فارسی، مقداد، أبوذر، عمار و حذیفة و از زنان ام ایمن، فضه، اسماء(یا سلمی) بنت عمیس و ام سلمه) کسی از مسلمانان، دختر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را تشیع نکرد و از موضع قبر ایشان آگاه نشد. [13] حتی تا به امروز هم جز فرزند زهرا، حضرت بقیة الله اعظم (عج الله تعالی فرجه الشریف)، کسی از موضع قبر ایشان آگاه نیست.


[1] ریاحین الشریعة، 1 /250    

[2] الکافی ، 1 / 458 این دست نوشته ها با نام مصحف فاطمه سلام الله علیها از مواریث امامت است و اکنون در دست امام عصر عجل الله تعالی فر جه می باشد. همان، 241

[3] از امام صادق علیه السلام منقول است که حضرت زهرا علیها السلام به مسجد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و خطاب به پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: قد کان بعدک أنباء وهنبثة * لو کنت شاهدها لم یکثر الخطب - إنا فقدناک فقد الأرض وابلها * واختل قومک فاشهدهم ولا تغب.  مولی محمد صالح مازندرانی در شرح این حدیث می گوید که این حدیث به عینه در کتب اهل سنت( در نهایة ابن اثیر، 5/277 ) مندرج است. از ایشان ( از اهل سنت ) بپرس که: آیا حضرت زهرا سلام الله علیها در این گفتارش راستگو بود یا نه؟ اگر بگویند: نه! که کافر شده اند و اگر بگویند: راستگوست، از ایشان بپرس که علت آن سختی و شدت بزرگی که ایشان از آن یاد کرده اند چه بود؟...  شرح أصول الکافی ، 12 / 540 ؛نهایة، 5/277

[4] سلمان، ابوذر، مقداد، زبیر

[5] الکافی ، 1 / 460 ؛ شرح أصول الکافی ، 12 / 323 324؛ بحار الأنوار ، 28 / 41 ؛ الامامة و السیاسة ، 1 /19- 20

[6] صحیح البخاری ، 5 / 82 83

همچنین بخاری در جلد 4 صفحه 210، می گوید: قال رسول الله صلى الله علیه وسلم فاطمة بضعة منى فمن أغضبها أغضبنی. پس از این دو روایت بخاری می توان نتیجه گرفت که آن دو رسول خدا و همچنین خدای متعال را خشمگین ساختند.

[7] ؛ الامامة و السیاسة ، 1 /19- 20

/ 1 نظر / 30 بازدید
بهار

آپــــــــــــم ____________$$$$$$$$______$$$$$$$$$ __________$$$$$$$$$$$$__$$$$$$$__$$$$ _________$$$$$$$$$$$$$♥ ♥$$$$$$$$__$$$ _________$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$__$$$ _________$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$__$$$ __________$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$__$$$ ____________$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$ _______________$$$$$$$$$$$$$$$$$ _________________$$$$$$$$$$$$$ ____________________$$♥ ♥$$ ______________________$$$ _______________________$ ______________________ ____________________ _________________ _______________ _____________ ___________ _________